نقد فیلم Spring, Summer, Fall, Winter…and Spring

نقد فیلم بهار...

🔻اطلاعات #فیلم این هفته خانه دوستان آشنا

 

فیلم بهار… از پنج اپیزود مجزا تشکیل شده است که بر توالی فصل­ها پیش می­رود وشرح سرگذشت انسان است از کودکی تا پیری که با هریک از فصل­ها نقطه گذاری شده است که منطبق بر مزاجهای انسان در طب سنتی است.

در صومعه ای کوچک و محصور میان کوهستان و جنگل، و در میان دریاچه ای کوچک و زیبا (صومعه ای که شناور بر روی دریاچه است)، راهبی میانسال به تعلیمِ تنها شاگردِ خردسالش مشغول است (در اینجا شخصیت ها، به جز یک مامور پلیس نام ندارند، یک روش برگرفته از تائوئیسم که گویی این تاکیدی ست بر صفر بودن آن ها و خالی شدن از منیت که در معنایِ اسطوره ای آن با نام تعریف می شود)، فیلم از بهار که فصلِ شادابی، سرزندگی، فصل جویبار، سبکبالی و تولد است شروع می شود. سال ها می گذرد و پسر بچه، که حالا راهبی هفده ساله شده به دختر بیماری که مادرش او را به معبد آورده، دل می بازد و ..

. فیلم با آنکه سرشار است از نماد ها و اشیا و آداب و رسوم هایی که ممکن است حتی سر سوزنی از آن برای تماشاکر غربی آشنا نباشد؛ با این حال به مذاق غربی ها خوش آمد و حتی نقد های منفی کمی در باب این فیلم به چشمم خورد و در کتابها و مقالات کلی از آن تمجید می شود.
پس چرا تماشاگری که ممکن است با این کد ها آشنا نباشد، در آن گوشه از دنیا باز هم می­تواند از یک چنین فیلمی لذت ببرد؟

جواب مسئله در جهانی اندیشیدن بدور از متعصب در این فیلم است. رابطۀ انسان با خودش، انسان با انسان دیگر، انسان با حیوان و انسان با طبیعت بدون هیچ ایدئولوژی ذهنی و یک نمایش بی واسطه …

فیلم اثری تغزلی و همراه با قاب هایی شاعرانه است، با لحن بصری شهودی که فضایی بودیستی را به تصویر می کشد. مبنای چرخش فصل ها و ترکیب آن با گذر زمان تاکیدی ست بر ساختار و حضور دایره (ای) در جهان و مناسبات درون آن، سفری تمثیلی به درون انسان، با همه ی زیبایی ها و زشتی هایش، که نشانه ی ذات طبیعتِ پیرامونش و روند حرکت و رشد و تعالی آن است.

عنوان فیلم بر یک چرخه در حیات و در جهت دستیابی به معنویت و یافتن معنا (راه تائو)، دلالت دارد، همچون طبیعت که در نهایت و پس از ویرانیِ کامل هم، دوباره بازیافت می شود، اما در شکلی دیگر …